من ديگه خسته شدم بسكه چشام باروني
پس دلم تاكي فضاي غصه رو مهموني
من ديگه بس برام تحمل اين همه غم
بس جنگ بي هدف براي هر زياد و كم
وقتي فايده اي نداره غصه خوردن واسه چي
واسه عشقاي تو خالي ساده مردن واسه چي
نمي خوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم
نمي خوام گناه بي عشقي بيوفته گردنم
نمي خوام دربدر پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پر افاده شم
وايسا دنيا ، وايسا دنيا من مي خوام پياده شم
همه حرف خوب ميزنن اما كي خوبه اين وسط
بد و خوبش به شما ما كه رسيديم ته خط
قربونت برم خدا چقدر غريبي رو زمين
آره دنيا ما نخواستيم دلو با خودت نبين
نمي خوام دربدر پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پر افاده شم
وايسا دنيا ، وايسا دنيا من مي خوام پياده شم
اين همه چرخيدي و چرخوندي آخرش چي شد
اون بليت شانس دائم بگو قسمت كي شد
همه دروسش همه عارف جاي عاشق پس كجاست
اين همه تلسم و ورد جاي خوش دعا كجاست
اين همه چرخيدي و چرخوندي آخرش چي شد
اون بليت شانس دائم بگو قسمت كي شد
همه درويش همه عارف جاي عاشق پس كجاست
اين همه تلسم و ورد جاي خوش دعا كجاست
دیشب داشتم شبکه های تلویزیون را عوض می کردم که دیدم شبکه ۲ سلطان مشکی پوش مهمونه برنامه صندلی داغه من دیدم بهترین بهونه واسه گذاشتن متن یکی از آهنگ های دایی رضا است.

عشق يعني رازقي ، يعني نسيم
عشق يعني مست گشتن از شميم
عشق يعني آفتاب بي غروب
عشق يعني آسمان ، يعني فروغ
عشق يعني آرزو ، يعني اميد
عشق يعني روشني ، يعني سپيد
عشق يعني غوطه خوردن بين موج
عشق يعني رد شدن از مرز اوج
عشق يعني از سپيده تا سحر
عشق يعني پا نهادن در خطر
عشق يعني لحظه ديدار يار
عشق يعني دست در دست نگار
عشق يعني رقص آب و آينه
عشق يعني عقل شد مدهوش تو
عشق يعني مست در آغوش تو
عشق يعني لب به لب انداختن
عشق يعني جامه را انداختن
عشق يعني لحظه هاي بي قرار
عشق يعني صبر ، يعني انتظار
عشق يعني اشتياق و اضطراب
عشق يعني دلهره ، يعني شتاب
عشق يعني اشک ، يعني عاطفه
عشق يعني يادگاري ، خاطره
عشق يعني لايق مريم شدن
عشق يعني با خدا همدم شدن
عشق يعني جام لبريز از شراب
عشق يعني تشنگي ، يعني سراب
عشق يعني خواستن ، له له زدن
عشق يعني سوختن ، پر پر زدن
عشق يعني سالهاي عمر سخت
عشق يعني زهر شيرين ، بخت تلخ
عشق يعني با "خدايا" ساختن
عشق يعني چون هميشه "باختن"
خدا یا قلب من غمگینه امشب
دلم چون لاله ها خونینه امشب
نمی دونم چرا دست زمونه
گل عمر منو میچیند امشب
دلم گنجینه غم های بسیار
وجودم خسته از تکرار، تکرار
دل من دیگه از جبر زمونه
شده از زندگی بیزار. بیزار
سلام خدمت همه اون دوستایی که در این مدت که من نبودم بازم منو فراموش نکردند و برام pm می گذاشتند
به خصوص دوست عزیزم پیوند که واقعا از متشکرم که منو تنها نگذاشت واز این که به آرزوی قلبیش رسید خوشحالم و ازش می خوام برای همه جونا دعا کنه که به آرزوی قلبیشون برسن.
می خوام بعد از یک مدت طولانی دوبار وبلاگم راه اندازی کنم و از دوستان دست یاری می طلبم.
آواز عشق ما به هر خانه رسید درد دل ما به خویش و بیگانه رسید
از درد عشق به هر جا که شدم گویند ز ره دور که دیوانه رسید


